21 آذر 1394 11:51 قֽظֽ
دل را به تو می سپارم
به سبزیه فرشت
به صافی رویت
و به بزرگی دلت

 
همچون ابر رهایم
آزادِ آزاد
دوست داشتم که ابر بودم
آزادِ آزاد
می پریدم ، می رقصیدم ، می نواختم
همچون ابر در تنگنا ، جیغ می زدم ، آه می کشیدم و می گریستم
چون ابر، آزادِ آزاد


در آب یخ زده عمرم ، گمشده ام
صدایم کنید ، فریادم دهید ، چوبم زنید
شایداین یخ سنگی ترک بردارد و بشکند
شاید هم خودم ترک بردارم و بشکنم


اما نه
ابر نمی شکند
تکه تکه می شود ، اما نمی شکند
ابر تکه تکه هنوز ابر است
آزادِ آزاد


رویم را به آیینه می کنم
فریادم می زند
به کوه نگاه می کنم
هیچ نمی گوید

 
نگرانم
نگران تر از رودم
می خروشم اما تنها
می لرزم اما هراسان

 
می ترسم که ابر باشم
می ترسم که با یک خروش ، بگریم و تمام شوم
می ترسم تکه ای از من نماند تا بلرزم
تا بدانم لرزش چیست؟
هراس از کجاست؟
و گریستن از برای کیست؟
تا بدانم که عشق چیست؟
از کجا آمده و از آن کیست؟
تا بدانم کیستم؟
من کیستم؟


از جمله دلنوشته های دوران جهالتم در ابتدای دهه هشتاد شمسی

19 مهر 1394 11:40 قֽظֽ
جمعه ۱۷ مهر دو تولد داشتم. خودم و وبلاگم. متن زیر را که فکر کنم در نیمه دوم سال ۸۰ نوشتم رو به همین مناسبت در زیر می آورم. 
 
از مهر بگو
از بوی خوشش
از وفایش و از نوای دلانگیزش
مهر با ماست
اینجا
امروز
پس ببویش ، ببوسش و بجویش 
مهر عشق است
آرزوست
یاد است


22 اردیبهشت 1394 1:41 بֽظֽ
به بهانه درگذشت محمدعلی سپانلو: 

بلوار میرداماد
ای روزهای فردا
ای فکر های زیبا
ای واژه های زرین
ای آسمان لرزان
دریای باد و باران
بالای شهر تهران
در انتظار طوفان
طوفان سرد و سنگین
بهر تو می سرایم از خود برون می آیم
لب های بسته ام را یک لحظه میگشایم
ای سرزمین دیرین
یک شاعر پیاده همراه جویبارت
با یک پیام ساده خوش باد روزگارت
نه این زمان غمگین
از بیشه های گیلان گنبد های سپاهان
از کوچه های شیراز تا آتش های اهواز
لبخندهای شیرین
بهر تو می سرایم از خود برون می آیم
لب های بسته ام را یک لحظه میگشایم
ای سرزمین دیرین
بلوار میرداماد با لحظه های آزاد
پنجاه سال دیگر از ما میاورد یاد
نه روزهای رنگی
یک روز آفتابی با آسمان آبی
آن سوی عصر غربت
تصویری از رفاقت
پیوندهای پیشین
بهر تو می سرایم از خو برون می آیم
لب های بسته ام را یک لحظه میگشایم
ای سرزمین دیرین
بهر تو می سرایم از خود برون می آیم
لب های بسته ام را یک لحظه میگشایم
ای سرزمین دیرین

30 بهمن 1393 1:24 قֽظֽ
درحالیکه در هفته اخیر تمام راه های وزارت نفت و شرکت های تابعه آن به فاز ۱۲ پارس جنوبی می رسیدند، در یک خبر غیرمنتظره، افتتاح فاز ۱۲ پارس جنوبی به تاخیر افتاد.

لغو افتتاح فاز ۱۲ پارس جنوبی درحالیست که شعبانپور مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس در یک کنفرانس خبری که چهارشنبه صبح با حضور پر شور خبرنگاران مواجه شد، اعلام کرد که روز شنبه آینده فاز ۱۲ توسط رییس جمهوری افتتاح می شود.

روز قبل از آن نیز تربتی مدیر امور برنامه ریزی شرکت ملی گاز نیز طی یک کنفرانس خبری از مزایا و مواهب فاز ۱۲ پارس جنوبی گفته بود.

البته همانقدر که افتتاح فاز ۱۲ به عنوان بزرگترین پروژه اجرایی در کشورمان از اهمیت برخوردار است، لغو آن نیز قابل توجه است.

هنوز هیچ مقام رسمی علت لغو این مراسم را که قرار بود با حضور خبرنگاران حوزه سیاسی و انرژی همراه باشد، را اعلام نکرده است اما خبرگزاری ایلنا به نقل از شعبانپور گزارش کرده که علت لغو برنامه مشکلات فنی نبوده و مشغله رییس جمهوری عامل کنسل شدن برنامه افتتاح بوده است.

خبرگزاری فارس که در دولت روحانی جزو منتقدان پروپاقرص زنگنه به حساب می آید طی گزارشی علت لغو سفر رییس جمهوری برای افتتاح فاز ۱۲ را نمایشی بودن این افتتاح دانسته و با یک شور زیرپوستی نوشته که فاز ۱۲ هنوز کامل نشده است و این افتتاح نمایشی است.

هشتم بهمن گذشته نیز سیدعماد حسینی معاون امور مهندسی وزیر نفت نیز تاکید کرده بود که در دولت جدید هر پروژه ای افتتاح می شود که تمام کارهای آن به اتمام رسیده باشد و شکل پایداری را پیدا کرده باشد.

26 بهمن 1393 2:19 قֽظֽ
اینطور که تحقیقات نشان داده است، هیچ رسانه جدیدی در درازمدت تهدیدی برای رسانه قدیمی تر به حساب نیامده است. این اصلی است برای برخورد با دیگر اشکال نوین رسانه.

درواقع چیزی که این روزهای جسته و گریخته به گوش می خورد بحث لوس شدن وبلاگ و وبلاگنویسی در مواجه با شبکه های اجتماعی است.

اما همانطور که دانشمندان مشخص کرده اند، شبکه های اجتماعی تهدیدی برای وبلاگ محسوب نمی شود. بلکه منافذ خالی نیاز مخاطبان را پر می کند.

پس زنده باد وبلاگ و وبلاگنویسی.

حالا وبلاگ نویسی درست است یا وبلاگنویسی؟!

26 بهمن 1393 2:00 قֽظֽ
تا مدتها ایمان آورده بودم که «شرافت» حداقل در یکی از مجموعه های بزرگ اجرایی و مدیریتی کشور به صورت یک اصل پذیرفته شده است. اصلی که از اخلاق سرمنشا گرفته و پایه های آن بر نور ایمان به خدا استوار شده است.

اما این روزها با وضوح دریافتم که اگرچه «شرافت» به عنوان یکی از راهبردهای اساسی و مانیفست یک مجموعه پایه ریزی و پذیرفته شده است و به آن عمل می شود اما گاه امکان دارد که با درگذشت موسس و پدر یک مجموعه، راهبردهای اساسی که دیگر اصول از آن سرمنشا گرفته است نیز متحول شود.

با این وجود، اصلی است که از سالار و سرور شهدای جهان به یادگار در ذهن دارم و سعی می کنم تا در عمل نیز به آن پایبند باشم این نکته است: «اگر دین نداری لااقل آزاده باش».

در لغت معنی دهخدا «شرافت» به نجابت و اصالت و بزرگواری و بلندقدری و بزرگ مرتبگی معنی شده است.

درواقع دروغ و دروغگویی نخستین شیوه و حرکت برای وارد کردن لکه بر اصل «شرافت» است.

2 بهمن 1393 2:52 قֽظֽ
اون موقع ها که تازه وبلاگ نوشتن رو شروع کرده بودم، ملاقات هایی پر انرژی با چندین نفر از افراد شهیر و متخصصی داشتم که تا سال های سال در ذهنم باقی خواهند ماند.
کسانیکه اون سال ها برج و بارویی داشتند و نام و آوازه ای پیدا کرده بودند که به ذهنم رسید در چهاردهمین سال وبلاگ نویسی ام، خورده خورده به آنها اشاره کنم و یادی کرده باشم از آن نیک نامان.

حمید باباوند، یکی از اون شخصیت هایی است که بعد از تماس با من، برای دیدنش به دفتر هفته نامه «کتاب هفته» که اون روزا تو خیابون قائم مقام بود رفتم. کسی که همون موقع ها تو حوزه روزنامه نگاری اسم و نامی پیدا کرده بود و برایم هم صحبتی با وی فرصتی بود طلایی.
با ذوق و شوق و اشتیاق فراوان به دیدنش شتافتم و بعد از هم صحبتی با وی کیلوها کیلو انرژی گرفتم تا سال های سال نامش به ذهنم مانده باشد.

البته سال ها بعد فرصتی شد تا دوباره حمید خان باباوند را در ساختمان سابق همشهری مجلات واقع در زیر پل کریمخان ملاقات کنم که البته اینبار گذشت زمان باعث شد که در مواجه نخست، نه من او را به جا آورم و نه او مرا بخاطر آورد.

اما باباوند از آن نیک نامان در ذهنم است که از وبلاگنویسی برایم ماندگار مانده.

2 بهمن 1393 2:40 قֽظֽ
آی کسانیکه اهل علم و دانشید؛ از اقناع تا رفتار هزار کیلومتر فاصله است. پس با یک روزنامه و ده خبرگزاری، حتی ممکنه اقناع هم حاصل نشه. چه برسه به رفتار.
پس تبلیغات باید در جهت آگاهی و اطلاع رسانی تنظیم و تدوین شود تا شاید با رساندن نقاط قوت، تازه اقناع صورت گیرد.
متوجه باشید که برای ایجاد رفتار، مواجه گزینشی، توجه گزینشی، درک گزینشی و سرانجام نگهداشت گزینشی را خواهیم داشت. پس ۴ لایه برای تحقق «رفتار» مثل رای دادن به فلان کاندیدا مورد نظر موجود است.

2 بهمن 1393 2:34 قֽظֽ
امسال تولد وبلاگم یادم رفت. ۱۷ مهر یعنی ۱۰۵ روز پیش باید تولدش رو جشن می گرفت و حالا بعد از ۳ ماه و ۱۵ روز یادش افتادم.
چهاردهمین سال زندگی وبلاگ «روزگاری که سپری می شود» مبارک باشه.

امسال یه خبر خوش هم در مورد حودر داریم.

13 فروردین 1393 11:08 قֽظֽ
این روزها به سرم زده تا تغییر فاز کاری دهم. مثل قدیم برم تو شاخه برنامه نویسی و اینترنت. البته نیاز به آپ دیت های زیادی در زمینه های مختلف دارم که یکم زمان و یکم هم انرژی می بره.