جنگ و صلح
واقعا عجیب غریبه.
آدم رونق فوق العاده این روزای بورس را نگاه کنه یا تهدیدهای پیاپی آمریکا و اسرائیل مبنی بر حمله نظامی به ایران.
فرمانده ستادکل نیروهای مسلح-سردارفیروزآبادی و فرمانده کل سپاه-سردار جعفری که واقعا جزو اثرگذارترین افراد هستند در 2 مرحله اون هم بسیار جدی از بسته شدن تنگه هرمز و حمله به ناوگان دریایی متجاوزین حرف زدند.
متکی-وزیر امور خارجه هم تو گفت و گویی که با اصحاب رسانه داشته، اعلام کرده که از زمان روی کارآمدن احمدی نژاد این دومین باره که مقامات و مسوولان کشورهای دوست، ایران را از حمله نظامی اسرائیل و آمریکا و حتی نحوه حمله، آگاه کردند.
ازطرفی ایران موافقت خودش رو نسبت به انجام مذاکرات در پی ارسال بسته 5+1 اعلام کرده و جلیلی برای گفت و گو ها رفته اروپا.
ساموئل هانتینگتون در کتاب استراتژیک نظامی آمریکا گفته که اصلی ترین استراتژیک ایالات متحده اینه که از وقوع یک جنگ هسته ای جلوگیری کنه.
براساس همین استراتژی، آمریکایی ها بااین توجیه که اگر ایران به فناوری هسته ای دست پیدا کند قطعا جنگ هسته ای به وقوع می پیوندد از تمامی نیروی خودش برای جلوگیری از دستیابی ایران به فناوری هسته ای کمک گرفته.
یه چیزی رو نباید فراموش کرد و اون اینه که آمریکا بعد از افغانستان و عراق واقعا از درگیر شدن در یک جنگ دیگر دوری می گزینه. و دوم اینکه سیاستمداران امروزه کشورمون هم خیلی با سیاستمدارای دهه 60 فرق دارند و به قول معروف پخته تر شدند.
اوباما رئیس جمهوری بعدی آمریکا
به هرصورت بود اوباما کاندیدای دمکراتها در مقابل مک کین کاندیدای جمهوری خواها چندماه بعد رقابت می کنند.
مثل روز برام روشته که این بار برنده دمکرات ها هستند. خیلی ها می گن اوباما چون سیاه پوسته نمی گذارن که رای بیاره اما من برعکس فکر می کنم که چون سیاه پوسته حتما رای میاره. به 3 دلیل.
اول اینکه چون سیاه پوسته بنابراین به دلیل نداشتن پشتوانه قوی همچون کلینتون نمی تونه زیاد مستقل باشه و این باعث میشه تراست های پشت پرده و صاحبان صنایع بزرگ دوست داشته باشن یه رییس جمهور وابسته داشته باشن. یکی مثل اوباما
دوم اینکه اگرچه مک کین هم در جمع صهیونست ها ارادت خودش را اعلام کرد اما اوباما جور دیگه ای برخورد کرد و اینقدر رنگ و لعاب اظهار ارادت خودش رو به صهیونیستها در AIPAC زیاد کرد تا پشتیبانی قدرت رسانه ای اونها رو داشته باشه.
سوم اینکه دوران رادیکالیسم و جنگ تموم شده و نوبت ثبات منطقه ای و اقتصاد پایدار رسیده بنابراین جمهوری خواهان حداقل به شیوه بوش نمی تونن حکومتی را تبلیغ کنند و برای اون رای جمع کنند.
واسه همین سه دلیله که فکر می کنم اوباما رییس جمهور بعدی آمریکا است.
مدیر اجرایی مطبوعات
اگر دقت کرده باشید در اکثر مطبوعات موفق این روزها که از فروش خوبی برخوردارند همیشه علاوه بر سردبیری و تحریریه خوب یک بخش دیگه ای هم وجود داره که شاید بخش زیادی از موفقیت اون نشریه را باید به حساب اون بخش گذاشت.
بخش اجرایی خوب معمولا باعث موفقیت نشریات می شود. بخش اجرایی شامل یک شخص یا یک گروه است که توسط یک شخص هدایت می شه.
بخش اجرایی موفقی که باعث موفقیت یک نشریه میشه معمولا از قسمت مدیریت ارشد اون نشریه است. یعنی اینقدر قدرت عمل دارد که بتواند در مورد تیتر یک و عکس یک، شخص گفت و گو شونده، رنگ، لی آت صفحه و علاوه بر اون نحوه توزیع نشریه و نحوه پشتیبانی از اون نظر دهد.
خیلی از وقت ها بخش اجرایی یه نشریه موفق اینقدر قدرت عمل دارد که بدون اینکه مثلا با دیگر مدیرای نشریه هماهنگ کند در مورد قیمت اون نشریه و حقوق و مزایایی که کارکنان نشریه دریافت می کنند، نظر دهد و معمولا نظرهای بخش اجرایی موفق این گونه نشریات هم فضل الخطاب است.
نمونه هایی زیادی را می شود از مطبوعات این روزها نام برد. مثلا روزنامه شرق یکی را مثل عطریانفر در بخش اجرایی داشت. روزنامه خبرورزشی (البته تا قبل از عید) حجت اله جیرودی را داشت. مجله خانواده سبز هم اسماعیل تبار را دارد که علاوه بر سردبیری در بخش اجرایی هم فعال است.
این روزها که مطبوعات و یا به قولی فروش مطبوعات روزهای کم فروغی را می گذرانند، اما هنوز نشریاتی هستند که با بهره بردن از یک بخش اجرایی خوب شاید ماهی چند ده میلیون تومان سود از فروش و آگهی و اشتراک و ... سود می برند.
نوآوری+شکوفایی
نمی دونم قسمت چه طوریه که امسال از همه لحاظ برام سال نوآوریه. ایشاالا شکوفایی هم برام داشته باشه.
ناكثين و قاسطين و مارقين
«علی در دوران خلافتش سه دسته را از خود طرد كرد و با آنان به پيكار برخاست:
اصحاب جمل كه خود آنان را ناكثين ناميد و اصحاب صفين كه آنها را قاسطين خواند و اصحاب نهروان يعنی خوارج كه خود آنها را مارقين میخواند.
- ناكثين از لحاظ روحيه پول پرستان بودند ، صاحبان مطامع و طرفدار تبعيض. سخنان او درباره عدل و مساوات بيشتر متوجه اين جمعيت است .
- اما روح قاسطين روح سياست و تقلب و نفاق بود . آنها میكوشيدند تا زمام حكومت را در دست گيرند و بنيان حكومت و زمامداری علی را درهم فرو ريزند .
- دسته سوم كه مارقين هستند روحشان روح عصبيتهای ناروا و خشكه مقدسيها و جهالتهای خطرناك بود.
علی نسبت به همه اينها دافعهای نيرومند و حالتی آشتی ناپذير داشت.»
به نقل از دافعه و جاذبه علی نوشته مرتضی مطهری