|
مدیریت هیجان
جمعه 26 دی
ما ایرانی ها کلا آدمای خیلی هیجانی هستیم که اگه از این
هیجان به درستی استفاده کنیم نشدنی ترین کارها رو می تونیم انجام بدیم.
هرکسی اگه شلوغ پلوغی های توی بم در بحبوحه حادثه رو می دید و یا به صف
مردم در جلوی سازمان انتقال خون در ساعات دو سه نصف شب نگاه می انداخت به
این هیجان پی می برد واسه همین هم همونطور که من تیتر نوشته هام رو اون
بالای صفحه گذاشتم ، بیشتر حرکتهای ایجاد شده برای کمک ، به مدیریت
هیجان نیاز داشت و دارد تا چیز دیگر و این مدیریت هیجان مدیریت یک
نیروی قوی است که با موجی شروع شده و همسان همان موج به زودی پایان می
پذیرد. درسته که خیلی قویه اما زود گذره.. این هیجان شامل من هم شده.. یادم
میاد همون روزهای اول بعد از کلی خاک و آوار کنار زدن و برانکارد به اینور
و اونور کشیدن و هدایت کردن بلدرزها و جاده صافکنها برای درست کردن جاده
های دسترسی اضطراری با خستگی تمام با طی صدها کیلومتر میومدم و شب به شب
اینجا را آپ دیت می کردم که چی؟! شاید راهی باشد برای اطلاع از نحوه
کمکرسانی به مردم زلزله زده و آگاه شدن به اینکه بیشتر به چه کمکهایی نیاز
است. اما الان هفته ای یکبار بیشتر اینجا آپ دیت نمیشه... خوب این چیزی
نیست جزء هیجان.. پس باید به درستی مدیریت شود این هیجان ذاتی ما ایرانی
ها. پس تصمیم می گیرم برای ادامه روند اطلاع رسانی (اگه بشه اسمش رو اطلاع
رسانی گذاشت) حداقل هفته ای یکبار اینجا آپ دیت شود تا اینکه احساس کنم بود
و نبود این نوشته ها فرقی ندارد.
ایمیل های خیلی از بچه ها که صمیمانه همدردی کردند در هفته
گذشته به دستم رسیده و خیلی هاشون کمکهای خوبی هم کردند. حتما در اولین
فرصت به ترتیب این ایمیل ها روجواب می دم.
در مورد بحث نامه تقدیر و تشکر هم باید بگم یکی
از بچه ها با توجه به کشورهای ذکر شده در امدادرسانی شروع به سرچ در
اینترنت کرده و یه سری ایمیل و آدرس بدست آورده که کارش خیلی عالی شده و
آدرس های خوبی بدست اومد (ممنون). حالا پیشنهاد دارم هرکسی که در هر کشوری
خارجی هست که از جریان امداد رسانی اون کشور در بم خبر داره یه همچین سرچی
بکنه تا با توجه به آشنایی هایی که هر شخص به ککشوری که در آن مقیم است
دارد بشو نتایج بهتری بدست آورد.
و طی آخرین خبری که از بم دارم اینه هر روز از مناطق اطراف
بم مردم به طرف شهر می آیند و با توجه به اینکه مواد عذایی ، چادر و خلاصه
مایحتاج مردم که مجانی توزیع می شود سهیم می گردند و به همین دلیل نیروهای
امدادرسان شاکی از این هستند که روزانه مجبورا برای حدود 20000 هزار نفر
جنس توزیع کنند که این دو یا سه برابر کمکهای مورد نیاز است که هم انرژی و
هم منابع مالی بیشتری رو تلف می کند!
چند مورد هم نزاع در مورد حدود زمین و ملک در شهر دیده شده
که البته جدی نبوده... راستی در استادیم شهر و کنار ارگ جدید بم کمپی مجهز
برای مردم بم زده شده که تقریبا کامل است و هر روز غذای گرم در آن داده می
شود و حمام و توالتهای بهداشتی مناسبی هم دارد اما مردم به دلیل نگرانی از
دزدیده شدن اموال و اجناسشون در میان خرابه های املاکشون ، به زندگی در
چادر بجای کمپ ترجیح دادند تا خودشان به حفاظت پردازند.
جمعه 19 دی
هنوز ایمیل خیلی از گروههای امدارسان خارجی رو ندارم..
امروز فهمیدم که ژاپنی ها ، اردنی ها ، فرانسوی ها ، اسپانیایی ها ،
اکراینی ها ، لهستانی ها و ظاهرا مالزیایی ها هنوز در بم هستند و دارن کمک
می کنن.
در مورد آمریکا هم باید بگم از نظر حجم و ارزش کمکهای
ارسالی ، ایالات متحده بیشترین کمکها رو به زلزله زده ها کرده (برخلاف خبر
همشهری) و در رتبه های بعد ترکیه ، فرانسه ، صلیب سرخ و سازمان ملل قرار
دارند. ( تعداد 27 فروند ایالات متحده تا الان کمک کرده که هنوز از
تعداد دقیق این هواپیماها به طور صد در صد مطمئن نیستم. ولی تعداد رو می
دونم همین حول و حوش است)
در مورد رژیم اشغالگر قدس شنیدم که سه روز به مناسبت
زلزله بم تو کشورشون عزای عمومی اعلام کردند!!!! کی می تونه این خبر رو
تایید کنه؟!!!
ایمیل: nep312@yahoo.com
پنجشنبه 18 دی

بعد از
مطلبی که حسین دیروز نوشت این متن بالا رو پدرام معلمیان برای تقدیر و
تشکر از امدارسانان خارجی در زلزله بم تهیه کرده که بسیار مناسب اینکاره.
برای حمایت از این متن و اعلام تشکر دسته جمعی از طرف ما ایرانیان برین
اینجا و زیر
مطلب کامنت بگذارید (تا حد امکان انگلیسی باشه هرچند کوتاه و در چند کلمه ،
اگه نشد فارسی هم بدک نیست..فقط اسماتون رو حداقل انگلیسی بنویسید)
ممنون از
حسین که باعث شد
جریان تازه ای برای این حرکت شایسته ایجاد بشه و ممنون از
پدرام که روند کار رو سرعت
بخشید...
چهارشنبه 17 دی
ظاهرا الان رفت و آمد به بم یکم با مشکل مواجه است و مثل
قبل نیست. هم تعداد پروازها به کرمان و بم کم شده و هم برای ورود به بم
باید مجوز گرفت که جزء به خبرنگاران و تیم امداد و پزشکان به علاوه
بومیان کرمان به کسی اجازه داده نمی شود که وارد بم شوند...واسه همین هم من
نتونستم مثل دفعه قبل برم بم !!
متاسفانه الافی و برخورد ناصواب برخی مسئولان با امدادگران
خارجی درسته و با برخی از گروهها بد برخورد شده. فهمیدم که امدادگران
فرانسوی که دو نفر رو زنده از زیر آوار بیرون آوردند هنگام برگشت (بازگشت
اجباری) مسوولان ایران ایر واسه سگاشون 150 هزار تومان
درخواست کردند..... جا داره اینجا مسئولان دولت (وزیر کشور و وزیر راه
و ترابری) که شاهد کمکهای حیاتی این امدادگران بودند سریعا مسئله رو پیگیری
کنند که این رسمش نیست!!!
هنوزم دنبال برنامه ارسال ایمیل تقدیر و تشکر از امدادگران
خارجی هستم.. باید بگم فعلا تونستم یه لیست از کشورهای خارجی که امدادگر به
ایران فرستاده بودند تهیه کنم و ایمیل دوتاشون هم پیدا کردم.. همین و خیلی
عقبم.. همینجا می خوام هرکی اطلاعاتی در این زمینه داره برام بفرسته که
خیلی خیلی واجبه.. هر ارگان و موسسه غیر دولتی هم که خواهان کمک در این
زمینه است اعلام آمادگی کنه تا شاید با کمک اونا کار سریعتر پیش بره و یکم
از ناراحتی این گروهها که صادقانه کمک کردند و حالا با کمال وقار تا وقتیکه
چیزی کسی ازشون نپرسید لب از لب بازنکردند ، کم کنیم.....
ایمیل من
nep312@yahoo.com
یکشنبه 14 دی
تمام روز شنبه رو دنبال کارام بودم واسه برگشتن به بم اما
خیلی سختتر شده رفتن به بم. پروازها تقریبا یک چهارم شده.
انگار دزدی کمکهای مردمی در بین راه توسط دزدان و راه زنان
و راننده های کامیونهای مشکوک درست بوده و خبرش تایید شده. واسه همین وزیر
کشور به نیروی انتظامی دستور داده که کمکهای مردمی با همراهی نیروی انتظامی
به بم فرستاده شود و هرجایی که نیروی انتظامی دستور داد انبار خواهد شد.
اما ای کاش بیشتر دقت کنند ، واقعا بمی های به این کمکهای نیاز
دارند.
بحث تقدیر و تشکر درست حسابی از ماموران خارجی رو به کمک
بعضی از دوستای خیلی خوبم دنبال می کنم که فکر کنم بهترین کار باشه.. هرکی
هم می تونه کمک کنه تا به یه جایی برسونیمش.
جمعه 12 دی
پنج صبح
تازه تهران رسیدم... قصد دارم استراحت کوتاهی کنم و دوباره
اگه بشه برگردم...
ایمیلهای زیادی رسیده که اگه بشه توی همین چند روز می خوام
جواب بدم..
علیرضا یه پیشنهاد خوب برای تقدیر از نیروهای امدادی خارجی
داره... علیرضا پیشنهاد داده برای تقدیر و تشکر ایمیلهایی تشکری به این
نیروها که عیش جشنهای کریسمس رو رها کرده اند و به ایران برای کمک اومده
فرستاده شود.... راستش این فکر چون به فکر خودم نرسیده بود نتونستم ایمیلی
چیزی ازشون بگیرم (البته جزء یک نفر نیروی امداد رسان انگلیسی) موقع برگشت
اینکار را خواهم کرد. در ضمن اگه خودم نتونستم یکی از دوستام که فکر کنم
هنوز در بم باشه و ارتباطات بیشتری داره احتمال زیاد می تونه این ایمیل ها
رو برام بفرسته...(مرسی علیرضا)
سارا گفته که شایعه شده کمکهای مردم خارج ایران توسط هلال
احمر برای زلزله زده ها توزیع نمی شود!... سارا جان به نظر من بهترین راه
کمک فرستادن کمکهای نقدی به نیروهای هلال احمر است و نه هیچ جای دیگه...
چون همونطور که من اونجا دیدم اعضای هلال احمر با جون دل داشتن کمک می کردن
و از همان اول به همران نیروهای ارتش و سپاه (برعکس خیلی ها که الان ادعای
کمک می کنند) تو صحنه بودند و این شایعه حداقل برای هلال احمر درست نیست..
پنجشنبه 11 دی
یازده شب
متاسفانه اون شایعه ای که در مورد دانشجوها شنیده بودم
درست است(البته خدا رو شکر تا حدی)... خوابگاه دانشجویان در بم (که من نمی
دونستم بم دانشجو داره که از خوابگاه استفاده می کنن!) از حدود 400 نفر
ساکن آن با نهایت تاسف صد نفر درگذشته است.... از نظری جای خوشحالی است چون
شنیده بودم هر 400 نفر آنها مرده اند...
عده ای از مردم شهر که به کرمان و جیرفت رفته بودند الان
برگشتند و درحال گشتن قبر عزیزان دفن شده شان اند که به دلیل دفن گروهی در
روزهای اول مشکلاتی در این راه بوجود اومده!!
باید بازم اشاره کنم که بم الان شدیدا نیاز داره به حمام
های صحرایی با آب داغ و توالتهای سحرایی با آب پاکیزه ! یکی از مسولان ارتش
که بخش مدیریت امداد در قسمتی از شهر برای مدت طولانی بهش سپردا شده گفت:
الان بعد از بحران پشت سر گذاشته اینکه مردم کلی وقت و پول صرف کنند و مثلا
بطری های آب (باد کرده روی دست شرکتهای زمزم و کوکاکولا) را بخرند و با کلی
صرف هزینه با کامیون برای زلزله زدگان بفرستند ، بهتر است که پول و کمک
نقدی خور را به یک حساب مشترک (و تاکید داشت که یک حساب مشترک و نه چندین
حساب بانکی بی در و پیکر) ریخته شود تا بهتر هزینه و صرف مردم گردد... این
مسواول می گفت شرکتهای زمزم و کوکاکولا در ماههای پیش به دلیل فروش کم آب
های بطری خود خط تولید آنها رو متوقف کرده اند و از بابت تولید آبهای معدنی
متضرر شده بودند اما از کنار این زلزله و خرید فوق العاده مردم برای کمک به
مردم بم سود فوق العاده ای نصیب این دو شرکت شده که با توجه به آن دوباره
خط تولید خود را در زمینه آبهای معدنی شروع کرده اند بی آنکه کوچکترین
نگاهی به زلزله زدگان داشته باشند.. می گفت مثلا در زمینه آب شرب مردم می
شود با کمکهای مالی مردم منبع های ویژه ای خرید که هر بار چندین برابر بطری
های زمزم و کوکاکولا برای طول سال می تواند مردم را سیراب نماییدد.......
(واقعا که جای تفکر داره که بعضی از شرکتها این طور از آب گل آلود ماهی می
گیرن)
تعداد پروازها از کرمان به تهران خیلی کم شده و روند
پروازهای داخلی تقریبا به حالت اول برگشته...
هفت شب
با توجه به اینکه هنوز زنده (هرچند اندک) از زیر آوار
بیرون میاد نیروها که هر روز تصمیم به شروع عملیات آواربرداری می خواهند
داشته باشند ، از عملشون پشیمون شده و عملیات رو یک روز عقب می اندازند..
ظاهرا اینجور باب شده که هرکس از مدیران و مسئولان برای
بازدید به بم بیاید یک امر ملی انجام داد.. به نظر من الان بازدید از مناطق
زلزله زده بم بیشتر به یم دیدار توریستی شبیه شده تا همدردی...
برق خیابونها و قسمتی از شهر راه افتاده ، بانک از امروز
شروع به کار کرد (هرچند پولی پرداخت نمی کرد و کلا ارباب رجوع نمی پذیرفت)
ثبت و احوال نیز که ساختمانش سالم است امروز شروع به کار کرد تا یک آمار
دقیقی از وضعیت مردم برای صدور شناسنامه امدادی (صحرایی) بدست آید..
دوبعد از ظهر
حالا که دیگه از اون شلوغی نیست ارگانها و نیروهای امدادی
شروع کردن به آمارگرفتن و رسیدن به کمیت کمکهایی که در این چند روز انجام
شده... با توجه به چیزایی که من شنیدم خیلی از کمکهای اهدایی با مقداری که
توزیع شده جور در نمیاد.. مثلا در مورد چادر ظاهر 90 هزار چادر توزیع شده
اما چیزی که در شهر احداث شده و مردم از اون دارن استفاده می کنن چیزی است
در حدود 15 هزار چادر؟! با توجه به اینکه در بحبوحه کمک هرکسی رجوع می کرده
به نیروهای امداد و درخواست چادر می کرده بهش چادر داده می شده الان معلوم
نیست بقیه چادرها کجا رفته؟ (احتمالا مثل شکرهای اهدایی به عراقی ها سر از
بازار درخواهد آورد) وضعیت در مورد پتو (بخصوص پتوهای اهدایی نیروهای
خارجی) نیز به همین گونه است چون هیچ کس اثری از پتوهای اروپایی که ظاهرا
ویژه بوده و از کیفیت بالایی برخوردار است خبر ندارد؟!!!
ده صبح
هوای بم نسبت به دیروز سردتر شده و این سرما خیلی محسوسه!
حالا با گذشت هفت روز از حادثه هنوز زنده از زیر آوار
بیرون میاد.. امروز یه دختر 7 شایدم 8 ساله از زیر آوار زنده بیرون اومد که
از دید امدادگران خارجی این چیزی نیست جزء معجزه!!!
چهارشنبه 10 دی
هفت شب
بازم اشاره می کنم سریعا سریعا ماموران پلیس باید به مسئله
دزدی کمکهای مردمی در راه و انتقال کامیونهای کمک توسط عده ای شیاد با کمک
راننده پی گیری شود.. امروز در اینجا گفته می شد حوالی تهران و در نزدیکی
اسلام شهر و رباط کریم (که تعدادانبار های مخفی زیادی اونجا ها هست) تعدادی
از کامیونهای کمکهای مردمی دیده شده که به نظر نمی اومد که در حال حمل
کمکهای مردمی به سوی بم باشد!!!!!
سکوتی ناراحت کننده ای شهر رو فراگرفته و دیگه از داد و
بیدادها و فغانها و گریه زاری های اون روزای اول کمتر اثری هست... غذای گرم
امروز بهتر توزیع شد که به همراه میوه بود.
امشب شب سال نو ست... بهتر دیدم با حضور در اکیپ تیم های
خارجی به همراه مسئولان ارتش و سپاه از همشون تشکر ویژه و قدردانی خودم را
ابراز نمایم... واقعا باید به همشون آفرین گفت که جشنهای وسوسه انگیز
کریسمس رو رها کردن و اومدن ایران تا کمک کنند به مصدومان (درود بر
شما)........ راستی ظاهرا کمکهای آمریکا هنوز ادامه داره!
پنج بعد از ظهر
اینجا قرنطینه درست شده و هرکسی که بخواد بم رو ترک کنه
معاینه میشه که اگه علایم بیماری داشته باشه مجبوره که واسه مدت 3 تا 10
روز تو قر نطینه بمونه!
سه بعد از ظهر
گروههای خارجی بیشتر از دیروز شروع به انتقال و بازگشت
کرده اند. با گروه انگلیسی که صحبت می کردم می گفت تدیگه هیچ امیدی برای
پیدا کردن مردم زنده از زیر آوار نیست و ماموران برای جلوگیری از فساد
جنازه های زیر آوار و انتشار بیماری باید هرچه زودتر عملیات آواربرداری را
سرعت بخشند. این نکته در حالی است که امروز بعد از پنج روز و نیم یک کودک
شش ماهه به همراه مادرش سالم بیرون آمدند.
نکته ای که تین دوست در گروه امداد انگلیس به اون اشاره می
کرد این بود که واقعا از روحیه ایرانی و امید و استقامتشون متحیر شده بود..
می گفت که در تمام عملیاتهایی که در کشورهای مختلف برای نجات مردم از زیر
آوار رفته بود کمتر جایی بود که مردم اینقدر استقامت در زیر آوار از خودشون
نشون بدند!!!! آفرین ایرانی
دوازده ظهر
منبع های آب تقریبا در تمام شهر نصب شده اند و همشون دارای
آب سالمی هستند که برای نوشیدن و مصرف روزانه ازشون استفاده میشه. اما بازم
اشاره می کنم چیزی که هنوز اینجا کمه و وحودش خیلی خیلی لازهمه حمام های
صحرایی با آب گرم است که مردم زلزله زده و امداد رسانان بتونن استحمام کنن.
باید بگم که تعداد این حمام ها باید طوری باشه که مشکلی بریا استفاده از
آنها وجود نداشته باشه و زلزله زده که یک هفته است غرق در خون و خاک مونده
بتونه با این روحیه بد راحت استحمام کنه تا علاوه بر بهداشت روحیه بهتری
کسب کنهوو
ده صبح
یک خبری شنیدم که خیلی خیلی نامیدم کرد.... آخه آدم چقدر
می تونه پست فطرت باشه. خبر رسیده که عده از راننده هایی که کمکهای مردمی
را به طرف بم می آورده در میان راه با همکاریه عده ای دیگه کامیون رو
از مسیر اصلی منحرف و متواری می شن. این خبر که از همون چند روز پیش بود
تایید نشد تا اینکه صبح امروز ظاهر صحت خبر تایید شده. این رانندگان با
دزدیدن کمکهای مردمی بزرگترین جفا رو بر یک عده مصیبت زده انجام دادند..
توف بر همشون... غیر از این خبری دیگر رسیده که در میانه راه عده ای راهزن
به کامیون های حامل کمکهای مردمی حمله کردند و کمکها را دزدیدند... توف بر
هرچی بی غیرته!
سه شنبه 9 دی
یازده شب
خاتمی برگشت تهران ولی این یک شبی که اینجا بود با بازدید
و اون روشی که برای تسکین درد بلده خیلی کمک کرد به بالا بردن روحیه مردم
هرچند قسمت اعظمی از مردم هنوز به دلیل وسعت غم حالیشون نیست دو و ورشون چی
می گذره.
امروز فکر کنم یکی دو نفری زنده از زیر آوار بیرون اومدند.
با یکی از بچه های اکیپ انگلیس که صحبت می کردم (که طرفدار آرسنال بود) می
کفت احتمال زنده بودن مردم در زیر آوار تا 100 ساعت پس از زلزله هست اما با
این حال باز این بستگی داره به نوع زلزله ، مصالح خراب شده و وضعیت شخص در
زیر آوار.
بعد از دفن بی حساب و کتاب روز اول الان دیگه هرکسی که
شناسایی نشه با یک دوربین دیجیتال فیلم (در حد یه دقیقه) و عکس از جهات
مختلف تهیه میشه و بعد دفن صورت می گیره. این عمل با کمک پزشک قانونی و
پیشنهاد کفر کنم ارتش بود.
هنوز امداد در شب قطع نشده و امدادگران درحال کمک هستند
هرچند شدتش کمتر شده..
الان به چیزی که اینجا خیلی نیاز هست حمام و آب گرم برای
استحمام و لباس تمییز برای زلزله زده هاست. هرچند من منبع های شش هفت هزار
لیتری زیادی در دیدم که رسیده که احتمالا فردا توزیع میشه....
امشب همه ها سرده... راستی یادم رفت بگم اکیپهای زلزله
شناسی برای تحلیل زلزله و خرابی در شهر هستند که مشاهدات خودشون رو در طی
روز ثبت می کردند...
هفت شب
بلاخره نیروهای امدادی آمریکایی رو حین کار دیدم و جای
استقرار اکیپشون رو دقیقا پیدا کردم. در منطقه ای از شهر بم (فکر کنم شرق
یا شمال شرقی باشه.. آخه بم شرق و عربش معلوم نیست. یعنی شهر شمالی جنوبی
ساخته نشده) تمام اکیپهای خارجی اردوشون رو در کنارهم زدند و تا راححتر بشه
همشون رو تحت یک فرماندهی هماهنگی کرد. از نیروهای امدادی خودی هم که
پرسیدم همشون از کمکهای مثبن نیروهای خارجی می گفتند و بهترین کمکهاشون رو
داشتن دستگاههای زنده یاب می دونستند. با یکی از نیروهای انگلیسی صحبت کردم
(که همش تو کف تجهیزاتی بودم که بهش آویزون بود.. حتی چراغ قوه اش هم
دیجیتالی بود.. نمی دونم شاید یه چیزی مثل فشار سنج چراغ قوه دار بود؟!@) و
اون می گفت که گروه انگلیس هنوز هیچ زنده ای رو از زیر آوار بیرون نیوورده
اما نیروهای دیگه خارجی به کرار این عمل رو انجام دادند... هرچی هم زور زدم
با این انگلیسی دست و پا شکسته نتونستم با آمریکایی ها بحث و صحبت در مورد
جزئیات داشته باشم (خیلی لهجه شون قاتی پاتیه... انگار بخوای انگلیسی رو به
لهجه یزدی حرف بزنی)
راستی خاتمی هنوزم اینجاست و فکر کنم قصد داره امشب هم تو
کرمان بمونه!
راستی در میون زلزله زده ها ، نیروهای امداد دارند رادیو
توزیع می کند... یه ایستگاه صلواتی هم برای چایی داغ درست شده که چایی در
لیوانهای یکبار مصرف توزیع می کنند (این یه موردش خیلی واجب بود.. آخه چایی
خون همه اومده پایین) یه چیز دیگه که فکر کنم فردا سیگار هم قراره توزیع
بشه... درسته که سیگار چیز مضریه اما اینجا خیلی ها سیگاری اند و نمیشه تو
این وضعیت بهشون گفت که سیگار اخه پس سیگار نکش! از نظر تسکین درد از دست
رفتن عزیزان شاید چخش سیگار به یسگاری ها کمک کنه برای کمی تسکین!
چهار بعداز ظهر
ترافیک جاده های منتهی به جیرفت و کرمان خیلی نصبت به
روزای اول کم شده و مردم تقریبا به آرامی و راحتی می تونند رفت وآمد
نمایند.
بعد از اینکه دیروز اولین نوبت غذای گرم توزیع شد این پخت
و پز امروز وسعت بیشتری داشت به طوری که تقریبا اکثر مردم حاضر در شهر و
قسمتی از نیروهای امدادی تونستند از غذای گرم بهره ببرند. غذای امروز ظهر
خورشت قیمه با خرما پلو بود. البته همانطور که می دنید بم مرکز صادرات خرما
است و خرماهای خوبی داره هرچند الان نه وقت کشت خرماست و نه خرمایی رو
درختها هست. من غذا رو نخوردم واسه همین هم نمی دونم خوب پخته شده بود یا
نه؟ از مردم هم نمی شد بپرسم آخه اونها اینقدر هنوز ناراحت هستند که معنی و
مفهموم طعم غذا رو فکر نکنم بفهمند.
بعد از گزارش ها مبنی بر عدم حضور روحانیون برای کمک امروز
تعداد زیادی از روحانیون به منطقه اعزام شدند که بیشتر برای کفن و دفن و
مراسم روضه خوانی و دعا برای از دست رفنگان بود. عده ای از این روحانیون
نیز در سطح شهر به کمک به نیروهای امدادی می پرداختنتد.
نه صبح
برعکس اون چیزی که همه فکر می کردن خاتمی دیشب برنگشت
تهران و شب تو کرمان موند و امروز از شبح زود گروهش شروع کرده به فعالیت و
از این ور و اونور شروع به بازدید کرده.
همون روزای اول شایعه شدید پیچیده شده بود تو بم مبنی بر
اینکه اشرار و قاچاقچی ها از طرف مرزهای شرقی شروع به حرکت به طرف بم کردند
و قصد دارند اموال مردم زلزله زده رو به غارت ببرند و کودکان و دختران
آواره رو به تارج برند. واسه همین سردار قالیباف با اکثر نیروهای یگان ویژه
که از لحاظ بدنی بسیار قوی هستند (چون یکی دو چشمشو دیدم) وارد شهر بم شدند
و تقریبا در تمام شهر این نیروها پخش شدند و نگهبانی می دهند. در خارج شهر
بم و در روستاهای اطراف نیز کار تامین امنیت برعهده دژبانهای نیروی هوایی و
زمینی است و با توجه به صحبتی که با یکی از همین دژبانها کردم فهمیدم در
حدود صد نفر دزد که سعی بر دزدی اموال مردم رو داشت بازداشت شده اند و در
حبسگاهی که خارج شهر به صورت صحرایی درست شده نگهداری می شوند.
چقدر آدم می تونه پست باشه آخه.. تو این مدتی که تموم مردم
خون گریه کردن و واقعا ناراحت شدند و واسه کمک از هیچی دریغ نورزیدند عده
ای قصد دزدی اموال و همچنین کودکان آواره بمی رو داشتند و دارند. توف بر
همشون.... چند کیس از همین دزدی های کودکان در شهر ردیابی شد که هیچکدام
موفق نبودند و مردم ، امدادگران و نیروهای ویژه بدجوری حسابشون رو رسیدند و
درآخر هم به زندان افتادند تا در اولین فرصت به کرمان شایدم تهران برای
محاکمه منتقل شوند.
دوشنبه 8 دی
دوازده و نیم شب
از صبح تا الان حدود بیست سی نفری از طریق دستگاهای زنده
یاب و سگهای ردیاب تونستنند از زیر آوار سالم بیرون بیان! من خودم با جوون
27 ساله ای که در حدود 60 ساعت زیر آوار بود و زنده اومده بود بیرون صحبت
کردم وقتی که گروه امداد داشت می کشیدش بیرون همه مردمم دعا دعا می کردن که
زنده باشه.. وقتی که زنده بیرون اومد بیرون واقعا کسی نمی تونست از سرازیر
شدن اشکاش جلوگیری کنه بخصوص خانواده ی مصدوم که سر از پا نمی شناختند و با
تمام وجود دستای امدادگر آلمانی که تونسته بود خوب ردیابی کنه رو می بوسید.
از امروز در شهر غذای گرم به تعداد محدود برای مردم توضیع
شد!
راستی نمی دونستم که تمام این حرکتهای امدادی زیر نظر وزیر
راه و ترابری انجام میشه... فردا احتمالا باید برگردم...
نه شب
بعد از اینکه رهبر کشور از بم دیدن کرد حالا ننوبت رسید به
آقای خاتمی که الان در حال بازدید و سر زدن به چادر مردم آسیب دیده است. من
که از همون اولی که آقای خاتمی وارد منطقه شد مطلع شد (از طریق یکی از
اهالی بومی بم) دنبالشون رفتم. خاتمی خیلی با حوصله به چادرها سر میزنه و
پای درد و دل مردم میشیه و گاهی هم گریه می کنه و دلداری میده... در چند
مورد دستور پیگیری رفع نیاز مردم رو صادر می کنه. قبل از بازدید از چادرهای
آسیب دیدگان در سرمای شب کویر آقای رئیس جمهور به بهشت زهرا رفت و حسابی
چشماشو خیس کرد.... من که واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم
سه بعدازظهر
نه انگار شایعه آمدن رهبر به بم درست بود. من که هنوز هیچی
ندیدم..
وضعیت کمک وضع خیلی بهتر داره. من فکر کنم مشکل اصلی تعداد
زیاد مردم در اینجا و رفت و آمدهای بیهوده ایست که باعث حتی ترافیک شده
اینجا.
کم کم با گرم شدن هوا (امروز خیلی نصبت به دیروز گرمتره)
بوی بد و تعفن داره بلند میشه. راستی یه سر زدم به بهشت زهرا.... وای خدای
من اگه می خواین مقدار فاجعه رو ببینین حتما باید برین اونجا.... وضعیت دفن
به دلیل تکثر مردده ها به صورت دسته جمعی انجام میشه.... تعدادی روحانی
شجاع که واقعا باید تحسینشون کرد اومدن به بهشت زهرا و مار دفن مرده ها
(غسل و نماز میت و کفن پوشاندن) را دارند انجام میدهند (واقعا کار مفید و
قابل تحسینیه). به تمام بمی های خدا صبر بده....
ده صبح
خوب که تو خیابانهای بم اینور و اونور رفتم گذشته از همه
خرابی هایی که هست به یه نکته ای پی بردم و اونم دو منطقه ای بودن بمه. یه
منطقه دارای خونه های نوساز با نماهای خوب و درست حسابی و ماشین های تقریبا
مدل بالایی که تو پارکینگشون قابل دیدنه و یه منطقه قدیمی با خونه های
کلنگی و خشتی. اما در کل با توجه به اینکه بیشتر از 75 درصد مردم بم بیمه
هستن و مقدار قابل توجهی پول در حساب مردم در بانکهای شهر هست می توان حدس
زد برعکس اون چیزی که فکر می کردم مردم بم از وضعیت زندگی خوبی برخوردارند
و از نظر مالی وضعشون زیاد بد نیست. شاید از بهترین امکانات برخوردار
نباشند اما تقریبا اکثرشون در بانک پس انداز دارند. اما چیزی که مهمه الان
بیشتر خیلی از مردم مردند و خیلی از خونه ها خراب شده. دست چک ها لوازم
منزل ، اتومبیل ، فرش ، شناسانامه و مهمتر از همه عزیزانشون همه زیر خاکه و
از بین رفته بنابراین دیگه هیچ چیز واسه هیچ کس باقی نمونده! شاید اگه
وضعیت مالی مردم خراب بود زیاد این ویرانی از نظر مالی اهمیت پیدا نمی کرد
اما حالا خیلی بدتره!
راستی شایعه شده رهبر اومده بم! من که تا الان کسی رو
ندیدم اما فکر کنم خاتمی اومده و مردم با رهبر اشتباهش گرفتن!
دوشنبه دو نصفه شب
دارم از خستگی می میرم. در یک کلام وسعت فاجعه زیاد بوده.
اگه تنها یه لحظه فقط به مردمی که همشون با هم در یک آن کشته شدن فکر کنی
شاید نتونی جلوی گریت رو بگیری.
یه نکته خوب: گروههای زنده یاب تا الان بر طبق آمار تونستن
1000 نفر رو زنده بیارن بیرون که بهترینشون کمک به بیرون آوردن یک کودک هفت
هشت ماهه که به طور معجزه آسایی 48 ساعت رو زنده مونده اشاره کرد. فکر می
کنم که یکی از گروههای خارجی (دقیقا نمی دونم کدامشون) اینکارو کردن. جای
تقدیر داره... راستی نیروهای خارجی به دوگروه تقسیم شدن که هرکدومشون تو یه
شیفت کار می کنن و گروه بعدی استراحت
یکشنبه 7 دی
ساعت 8 شب
با غروب خورشید سرما دوباره به سرعت داره بیشتر و بیشتر
میشه! (ژاکت آبی ام کوش پس)
وقتی رسیدم بم نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و سعی داشتم یه
جوارایی حالا به هر نحو که شده کمک کنم. تو فکر این بودم که به بیل بگیرم
دستمو دنبال افراد زیر آوار بگردم که راستش یکم ترسیدم. چون اینجا جنازه ها
به نحو بدی از زیر آوار پیدا میشه . کمکم بوی بدی هم در بعضی نقاط پیچیده
شده. بهتر دیدم که سربازان ارتش و سپاه اینکارو انجام بدن.
بهترین کمکی که مهندس راه می تونه بکنه راهنمایی و
هدایت بلدزرها برای باز کاردن قسمتی از راهه.
بهتر که به خونه های تخریبی نگاه می کنی می فهمی که این
خونه ها یا با خشت درست شدن یا اگر هم با آجر و تیر آهن ساخته شدند هیچکدام
پی ندارند و اگه دراند هم درست حسابی نیست.
راستی چرا همه فکر می کنن فقط خونه ها باید ضد زلزله
باشه؟! خوب تیر های آنتن موبایل ، دکلهای برق ، کانالها و لوله کشی های گاز
و آب هم باید ضد زلزله باشه.. خوب چرا نیست پس! اشکال از مردم نیست.....
مردم بومی از این ناراحتن که ذر منطقه غیر از وزیر کشور و
دو سه تا از دور و وری هاش ، هیچ روحانی در این چند روز به منطقه وارد
نشده؟
ساعت سه بعد از ظهر
شاید تنها غذایی که اینحا پیدا میشه کنسرو و نون خشکه!
راستی اگه صد سال دیگه هم بود این بطری های آب زمزم که رو دستشون باد کرده
بود فروش نمی رفت که نمی رفت اما حالا با این اوضاع فروش آب معدنی های زمزم
فوق العاده شده. مردم می خرن و می فرستن اینجا...
یه چیزی که خیلی اینجا مشخصه حضور نیروهای بومی است که از
جیرفت و کرمان و دهات های اطراف برای کمک به فک و فامیل و آشنای خودشون
اومدن. این افراد اولین کسایی هستند که همون ساعات اولیه تونستند خودشون رو
به بم رسونده و کمک کنند (آفرین).
خیلی چادر رسیده اما مشکل اصلی نسب این چادرهاست که با
توجه به اینگه باد شدیدی داره می وزه نصبشون یکم سخت و وقتگیره. فکر کنم
الان دما حدود هفتده یا هجده درجه باشه!
ساعت دوازده ظهر
از همون نیمه شب همه در حال کارکردن هستن. وقتی یه پنج
دقیقه بی حرکت یه گوشه واستی به وضوح حرکت و تلاش مردم و ماموران رو که همه
سعی دارن یه جواریی کمک کنند رو می بینی!
این سگهای انسان یاب خیلی باحاله... فهمیدم که دو نوع از
این سگها هست. به نوعش که نیروی هوایی ارتش و نیروهای امداد آلمانی دارن
کوچلو و پر ورج و ورجه هستند. یه سری هم مثل مال آمریکایی ها شبیه سگای
گرگی بلند و درشت هستند (جرات میخواد تو چشاشون ظل بزنی). راستی باید بگم
که ازآمریکا هم نیرو رسیده. نیروهاشون رو تو فرودگاه هم صبح زود دیدم. الان
هم در قسمت شرقی شهر (فکر کنم ناحیه دو) با دستگاههای زنده یاب و سگهای
مخصوص دنبال زنده های زیر آوار هستند. نیروهایی با لباس سرمه ای رنگ که روی
بازوهاشون نوشته usaid به همراه پرچم آمریکا...
کلا نیروهای خارجی کارشون رو خیلی با نظم و با صبر دارن
انجام می دهند. هرگروه خارجی هم یک راهنما و یک سرپرست ایرانی دارن که
کارای مربوط به اسکان در چادرهای مخصوص و غذای اونها رو انجام میده.
ساعت هشت صبح
هوا با بالا اومدن خورشید وحشیانه دماش بالا رفته! خوب شد
ژاکت آبیه رو پس نپوشیدم!
ساعت پنج صبح
توصیه: هیچ موقع با سی 130 مسافرت کنین! اونم یه مسافرت
طولانی. اول از همه که وارد هواپیما می شین یه کیسه پلاستیک بهتون می دن!!!
بعد از یکساعتی که هواپیما از زمین بلند شد تازه می فهمین که کیسه واسه چی
بوده!!!!
فرودگاه کرمان اینقدر هم که میگن بین المللیه ، نیست.
اوضاع اینترنت توی بم که به طور کامل تعطیل ولی در کرمان تا حدودی وجود
داره پس سختترین مرحله کاری برای تمام خبرنگاران رساندن خبر است. البته
تمام خبرنگارهایی که اومدن دو دسته تقسیم میشن: گروه اول از یه روزنامه یا
خبرگزاری مایه داری هستن که حتما همراه خودشون لپتاب و تلفنهای ماهواره ای
اینمارست ( که چقدر بزرگ و زمخته) همراه دارند و هر موقع اراده کنن می تونن
آخرین عکس و گزارش خودشون رو به روزنامه یا خبرگزاری خودشون بفرستن. گروه
دوم هم که اغلب اینطوری اند در پایان روز در به در دنبال یه کافی نت می
گردن تا کانکت شن و ارسال گزارش کنند. البته عده ای هم که اینترنتی نیستن
با موبایل و تلفن متن گزارش رو خوانده تا به این صورت کارشون رو انجام بدن.
و اما بم...
بعد از یه سفر سخت با سی 130 وارد کرمان میشین. از اونجا
هم سریع و السیر به طرف بم راهی میشین.... یه توصیه دیگه... هیچ موقع نیمه
شب از کرمان به طرف بم راهی نشین چون به محض دیدن شهر بم در نیمه های شب و
احساس مرگ در شهر ترس ناجوری شمارو فرامیگیره.... ترسناکه واقعا
واقعا سرده... فکر کنم دما حدودای هفت هشت درجه زیر صفر
باشه... کاش ژاکت آبیه رو پوشیده بودم... الان که تقریبا هیج مجروحی در
کنار خرابه ها در شهر دیده نمیشه اما دیشب که هنوز اینجا بودند چی کشیدن!
|